جمال الدين محمد الخوانساري
366
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
6342 عامل سائر النّاس بالانصاف وعامل المؤمنين بالايثار . كار كن با همهء مردمان بانصاف ، وكار كن با مؤمنان بايثار . مراد به « انصاف » چنانكه مكرّر مذكور شد عدل است ومراد اينست كه معامله كن با همه كس بانصاف وعدل ، وحيف وجور مكن با هيچ كس از هر ملتى كه باشد ، وبا خصوص مؤمنان زيادة بر آن معامله كن بايثار يعنى عطا وبخشش ، يا برگزيدن ايشان بر خود وعطا كردن چيزى بايشان با وجود احتياج خود بآن ، واين بنا بر اينست كه « سائر » بمعنى همه آمده باشد چنانكه بعضي از أهل لغت گفتهاند نهايت بعضي از ايشان غلط شمردهاند آن را وگفتهاند كه « سائر » بمعنى باقي است نه بمعنى همه ، وبنا بر اين ترجمه اينست كه : كار كن با باقي مردم يعنى غير خود هر كه باشد بانصاف ، وبا مؤمنان زيادة بر آن بايثار ، يا اين كه كار كن با باقي مردم يعنى غير مؤمنان بانصاف وبا مؤمنان بايثار كه زيادة از انصاف است . 6343 عنوان فضيلة المرء عقله وحسن خلقه . عنوان فضيلت مرد عقل اوست ونيكوئى خلق أو . « عنوان » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى دليل است يا سر سخن ، ومراد اينست كه دليل افزونى مرتبهء مرد عقل أو ونيكوئى خلق اوست ، واز آنها معلوم مىشود افزونى مرتبهء أو وقدر آن . 6344 علامة رضا اللّه سبحانه عن العبد رضاه بما قضى به سبحانه ، له وعليه . علامت ونشانهء خشنودى خداى سبحانه از بنده اينست كه راضى باشد أو به آن چه حكم كرده بآن خداى سبحانه ، از براي أو وبر أو ، مراد به « آنچه حكم كرده از براي أو » اينست كه نفع أو در آن باشد وبه « آنچه تقدير كرده بر أو » اينست كه ضرر أو در آن باشد .